شب افروز
به یاد اقبال لاهوری

+ نوشته شده در ۱۳۸۵/۰۸/۲۵ ساعت توسط محبوب
|
نگاه های تو
نگاه های پُر از حرفت
دلواپسی هات
و حالا,
پیچک سبزی که به تن ِ زندگیت داره می پیچه!
نکنه بسوزی!؟
نکنه سبز نشی!؟
واسه دلتنگیهات, دلواپسم
...
نشست رو به آینه
و هزار تا خط کشید روی تن ِ زندگیش
خط خطی های مبهم
...
نکنه نشه!؟
نکنه اشتباه کنه!؟
یه صدایی افکارشو شکست
و آینه هزار تکه شد
هزار تکه از من زمین رو بوسید.
...
م.۱۶/۸/۸۵