نتِ سكوت!
احساس ِ بودن،
تكرار ناموزون يك موسيقي
نتِ سكـــــــوت!
ريتم ِ درد _
تو نمي داني
_
ميان انبوهي از آتش،
بودن ...
چقدر خسته مي ميرم!
راهي برای عبور نيست!
م.۵/۱۲/۸۵
از دقيقه ها مسموم،
روي ديوار نوشت؛
هوس ...
تمام صندلي ها از تماشاچيان خالي،
وقتي روي سِـــــن فرياد مي كشيد ...
زندگي مُـــــــــــــــرد!
م.۳۰/۱۱/۸۵