...
شروع تهوع
تا تمام زير و رو شدن
هضم نمي شوي ...
خلســـــــــــــــــة 
در تمام تو كه مست ... !
طرح عرياني افكارروي كاشي ها
تكرار مي شوي
گم مي شوي توي زمان
♦
زماني كه خودكشي زير پوستت راه مي رود،
گيج ِ گيج،
داغ ِ داغ
... نمي شوي
♦
همه ي جاده را كه قورت داده اي، پس مي دهي
جانت بالا مي آيد،
همان جا روي افكارت
...
طرح اندامت توي آغوش
چسبيده به ديوار
تكيده،
سرد ...
خلســـــــــــــــــه
هضم نمي شوي ...!