با سلام خدمت دوستان عزيز كه هميشه من رو مورد لطف و مهربوني هاي بي حد خودشون

قرار مي دن.

از اينكه در كامنتاي پُست قبلي با پيغام هاي تسليت از بار غم دوست خوبمون آقای سرتیپی

كم كردين، ممنون. به اميد اينكه هميشه آسمون زندگــــي همه ي دوستان پُر از 3تاره هـاي

شادي باشه.

با یک کار جدید به روز شدم!

                                                              

 

سفر نكن!

جاده را هر چه پشت پلك هايت بتكاني

من از اين راه كه به تو نمي رسد.

هي/ حرف هايت مرا هوايي مي كند

همين كه قصد چشم هاي تو را ندارد ، بس نيست ؟!

ــ روزنامه ــ تيتر صبـــــح

(آتش سوزي در امين حضور)

از اين هم خبر ندارد ــ باور كن!

باشد، بگذار بسوزد ...

برنده، بازنده مي خواهد.

نگاه كن !

هي توي سرم راه مي رود ــ

مني كه به راه خيانت نمي كند!!!

راه به راه ...

تو كه نزديك تر نيستي از من به من؟!

اين جاده به من بدهكار است/ پايي كه مرا لعنت مي كند ــ هي يييييييييييي !

هرگز ... نبودم؟!

شاعر نشدم/ شعرهايي كه پا به پايم كرد.

هر چه كلمه توي دلم بريزد بگذار برود

اينجا كه ديوار يادگاري نيست.

اين حرف ها توي سر ِ من نمي رود/

شجاعت مي خواهد.

بند از بندم باز كني -

خواب هايم پريشانيت را ناخن مي كشند.

باور نكن !

بگذار حرف هايم نيمه بماند

اين ديوار امانتدار خوبي نيست !!